تبليغاتX
آسمان آبی - مجنون

روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود

و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مُهرش عبور کرد

مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي

مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم

تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 12:55  توسط مهدی   |